سبد خرید 0

وبلاگ

به فرزندت کمک کن حاکم سرنوشت خودش باشه

سرنوشت کودک

چگونه با تغییر باورها سرنوشت بهتری برای خود بسازیم؟ در تربیت کودک باید به موضوع آینده و سرنوشت کودک توجه ویژه ای نمود. هر موقع باوری در درون ما شکل می گیرد، بی تردید تاثیر بسیار زیادی در سرنوشت ما خواهد گذاشت. زیرا باورها همانند عینکی بر روی چشم قرار می گیرند و باعث می شوند که ما از درون آن ها به دنیا نگاه کنیم.

در واقع آن چیزی که ما در این دنیا تجربه می کنیم، در ابتدا از درون فیلتر باورهای ما می گذرد و ما بیش از این که حقیقت را به طور کامل درک کنیم، بخش هایی از آن را درک می کنیم که با باورهای ما سازگار هستند و باقی آن ها را یا نمی بینیم و یا نمی شنویم؛ یا متفاوت از آن چیزی که هست می بینیم و می شنویم.

 

چه چیزی تایین کننده تجربیات و احساسات ما میباشد

این باورهای ما هستند که تعیین می کنند چه تجربیاتی را به دست آوریم، چه احساساتی داشته باشیم و چگونه بشنویم. در واقع باورهایمان درون ما نهادینه می شوند. حتما افرادی را دیده اید که در شرایط مشابه زندگی می کنند باز هم تجربه و درک متفاوتی از زندگی خواهند داشت؛ چون آن ها براساس باورهای خود زندگی می کنند.

زمانی که باورهایتان دچار تغییر می شود، نتایجی که به دست می آید شما را شگفت زده خواهد کرد؛ زیرا شما باورهای محدود کننده خود را کنار زده اید و به آن موفقیتی که همواره می خواستید، دست پیدا کرده اید و موانع سر راه خود را برداشته اید.

 

چگونه باورها و افکار ما روی فرزندانمان تاثیر می گذارند؟

کودکان ما در سالهای اوله عمر خود که سن طلایی آنها نامیده میشود پیش پدر و مادر هستند و این باعث میشود تا با روش ما که برگرفته از اصول و باورهای ما هست بزرگ بشوند و باور میکنند چیزی را که ما باور داریم. باور میکنند حرفی که به آنها بزنیم و احساس میکنند احساس والدین رو. پس برای تربیت کودک شاد و موفق ابتدا باید باورهای محدود کننده والدین از بین برود و جایگزین آنها باورهای ثروت ساز و درست بنشیند تا والدین هم شاد و موفق زتدگی کنند و این روش را هم به کوک خود بیاموزند.

 

چگونه سیستم باورهای ما شکل می گیرد؟

این امکان وجود دارد که شما از باورهای محدود کننده ای بهره مند باشید که حتی خودتان از آن بی خبر باشید. در بسیاری از مواقع، باورهای محدود کننده از کودکی همراه شما بوده است و حتی در برخی از موارد، آن ها را از والدین خود به ارث برده اید. هنگامی که در شرایط تغییر باور قرار می گیرید، لازم است که آن ها را شناسایی کرده و درصدد برطرف کردن آن ها برآیید.

همان طور که می دانید ما در زمانی که به دنیا می آییم، هیچ باوری در ذهن مان وجود ندارد؛ در واقع نوزادان مانند یک لوح نانوشته می مانند که هیچ باوری در آن ها وجود ندارد. اما همین که به خانه خود می روند با توجه به این که در کدام قسمت از کره خاکی زندگی می کنند، باورهای متفاوتی در ذهنشان نقش می بندد.

دقت داشته باشید سیستم باورهای ما در اکثر مواقع دقیقا همانی است که والدین در ذهنشان دارند. اگر کمی توجه کنید متوجه می شوید که منظور، شیوه تربیتی والدین نیست؛ بلکه دقیقا آن چیزی است که به آن باور دارند.

رفتارهایی که از خود نشان می دهند و حرف هایی که به زبان می آورند و حتی به آن فکر می کنند. در بسیاری از موارد مشاهده شده که والدین منفی فکر می کنند، اما همواره مثبت سخن می گویند و فرزندان آن چیزی را می آموزند که می بینند نه آن چیزی که می شنوند.

 

تاثیر والدین روی باور فرزندان

شما باید به این مسئله آگاه باشید که والدین بیشتر از هر معلم و استادی بر روی فرزندان خود تاثیرگذار هستند. در واقع آن ها قدرتی خدا گونه بر روی فرزندان خود دارند؛ زیرا توانسته اند موجودی را خلق کنند که پس از زمانی مشخص هیچ راهی بجز درک جهان والدین خود ندارد. بنابراین والدین این قدرت را دارند که باورهای فرزندان خود را به طور کامل شکل دهند.

بنابراین شما بدون آگاهی از ماهیت و میزان کارآیی چیزهایی که به شما می دهند، آن ها را وارد سیستم اعتقادی خود خواهید کرد و بر اساس سیستم فکری و باورهای خود و بر اساس قانون جذب زندگی خود را رقم می زنید.

همان طور که می دانید هر کودکی با یک سیستم دفاعی و مکانیسمی برای بقا به دنیا آمده است. این که او رفتارهای اطرافیانش را بدون چون و چرا می پذیرد، در واقع یک انتخاب محسوب نمی شود؛ بلکه راهی برای بقای اوست.

اگر کودکی این توانایی را نداشته باشد که خودش از دیگران نکاتی را بیاموزد، نمی تواند به رشد و زندگی کردن در این دنیا ادامه دهد. از همین رو باید روشی را که دیگران برای زندگی در پی گرفته اند، انتخاب نماید تا زنده بماند، از خود محافظت کند و به برقراری ارتباط با آن ها بپردازد.

 

باورهای ما شخصیت ما هستند

باید بدانید که باورهای شما در واقع همانند یک نقاب بر روی چهره شما قرار می گیرد. هر چند این نقش هیچ تعلقی به شما ندارد اما مردم شما را با آن ها شناسایی می کنند. امروزه این نقاب ها به شکل های گوناگون در دنیا موجود می باشد که معانی متفاوتی را به مردم منتقل می کند:

  • من هیچ ارزشی ندارم
  • من نمی توانم در هیچ رقابتی شرکت کنم
  • من قدرتی ندارم
  • من به دیگران وابسته شده ام
  • من ارزشمندم
  • من می توانم مبارزه کنم
  • و…

دقت داشته باشید که تمامی مواردی که ذکر شد چیزهایی هستند که مردم در شما می بینند و قبول می کنند که سیستم باوری شما بر این پایه استوار شده است. بنابراین زمانی که یک باور در شما نهادینه شد، دیگر از آن پس همه چیز را از پشت لنز آن باور خواهید دید. پس باورهای خود را تغییر دهید و به کودکان خود هم باورها و افکار مثبت بدهید.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

Time limit exceeded. Please complete the captcha once again.